الشيخ محمد تقي بهجت
176
جامع المسائل ( فارسي )
زانى غير محصن ) با صد تازيانه ، و آن مروىّ است و احوط است ، و فرقى بين حرّ و عبد و مسلم و كافر و محصن و غير او نيست . و با تكرر فعل و تكرار حدّ مثل جلد ، در مرتبهء چهارم به قتل مىرسانند صاحب لواط را . دو نفر مكلف كه برهنه در يك لحاف جمع شده باشند به نحو محرّم به طورى كه مماسّهء حرام آنها قطعى باشد ، تعزير مىشوند بحسب نظر حاكم در مقدار تازيانه بحسب اختلاف موارد ، و آخرين مرتبه و اشدّ آن يك صد تازيانه است ( و محتمل است كه جلد تام در مرتبهء ثالثه با تخلل تعزير باشد ، و قتل در مرتبهء رابعه با تخلل سه حدّ باشد ) چه آن كه دو زن باشند يا دو مرد يا مختلف . و اگر مكلف قابل تعزير ، يكى باشد ، خصوص او تعزير مىشود . و در ضرورت مسوّغه چيزى نيست . و همچنين تعزير مىشود كسى كه تقبيل نمايد غلام يا دخترى را ( بالغ باشند يا غير بالغ ) از روى شهوت ، با معرضيت مورد و عدم جواز استمتاع . صاحب لواط اگر توبه كرد قبل از قيام بيّنه ، ساقط است حدّ ؛ و اگر بعد از آن توبه كرد ساقط نمىشود . و اگر به سبب اقرار ، ثابت شد لواط ، حاكم مخيّر است در عفو و استيفاء بر حسب آن چه در زنا مذكور شد . 2 - مساحقه و آن ، عمل شيطانى است كه موجب استغناء مثل به مثل در زنها ( مانند استغناء امثال با همديگر در لواط در مردها ) است . و حدّ آن جلد تام است بنا بر اقوى و مشهور ، بدون فرق بين واطئه و موطوئه ، و محصنه و غير محصنه ، و مسلمه و كافره ؛ و محتمل است جريان حكم واطى كافر با موطوء مسلم ، در اينجا در فاعلهء كافره و مفعول بهاى مسلمان . در صورت تكرر مساحقه و تكرر اقامهء حدّ ، در مرتبهء رابعه به قتل مىرسانند صاحب مساحقه را ، بنا بر احوط در عدم قتل در ثالثه .